گاهی یک شهر، گاهی یک عکس، گاهی یک آدم می تواند ما را به خاطراتمان ببرد. ما همیشه چیزی برای یادآوری روزهای خوب و بدی که در گذشته داشته ایم پیدا کرده ایم. خوب، تا به حال فکر کرده اید که هر بویی در ضمیر ناخودآگاه شما جا می گیرد و شما را به یاد چیزی می اندازد

اثر پروست برگرفته از مارسل پروست رمان‌نویس فرانسوی است . یک روز در حین خوردن کیک مادلین، آن را در آهک فرو می کند و بوی آن او را به دوران کودکی اش می برد. به همین دلیل، حافظه بویایی به عنوان اثر پروست شناخته می شود. مطمئنم همه ما عطرهای زیادی داریم که ناخواسته در حافظه خود ذخیره می کنیم. اگرچه در مواقع عادی متوجه آن نیستیم، اما وقتی دوباره با آن بو مواجه می شویم، می گوییم: «این بو از جایی برای من آشناست». 

پس چگونه این بوها در مغز ما جا می گیرند؟ پاسخ به این سوال کاملا ساده است. به جز بویایی، همه حواس ما سیگنالی را به تالاموس می فرستند و اجازه می خواهند به بقیه سیستم های مغز متصل شوند. اما حس بویایی نیازی به این اجازه ندارد و تالاموس را دور می زند و مستقیماً در نقطه پایانی مغز قرار می گیرد. به این ترتیب بوها به اصطلاح در مغز ما حک می شوند. وقتی با حسی روبرو می شویم که در زمان دیگری مستقیماً خود را در مغز می بیند، جای تعجب نیست که مستقیماً به همان لحظه ای برویم که برای اولین بار آن بو را احساس کردیم، مانند یک چاقوی تیز.

چیزی که اثر پروست یا حافظه بو را بسیار موثر می کند این است که ما همیشه بوها را به خاطر نمی آوریم. به عبارت دیگر، ما از این واقعیت آگاه نیستیم که در یک زمان معمولی در حال حک کردن یک عطر در مغز خود هستیم. اما هر وقت آن بو در جایی ظاهر شد، می گوییم این بو را از جایی به یاد دارم! یعنی خاطره رایحه جاودانه است، مدام خود را یادآوری نمی کند.اما وقتی یادآوری می کند آنقدر به ما یادآوری می کند که ما را به آن روزهای قدیم برمی گرداند.به همین دلیل نگاه کردن به عطرها درست نیست. فقط مثل یک عطر.به همین ترتیب بو می دهد.همانطور که یک شهر یا یک فرد ما را خوشحال می کند.اگر بتوانیم آن را با چیزی که تفاوت ایجاد می کند مرتبط کنیم، همین مورد در مورد عطرها نیز ممکن است.

خوب، آیا تا به حال در مورد مفهوم "رایحه امضا" شنیده اید؟ برخی از افراد از این مفهوم برای رایحه هایی استفاده می کنند که دائما استفاده می کنند یا آنها را بیشتر دوست دارند. همانطور که از اینجا می بینید، می تواند پیوند عمیقی بین بوها و افراد وجود داشته باشد. این تعهد دوباره جای خود را در بخشی از مغز ما می گیرد که احساسات را ذخیره می کند. به این ترتیب رایحه ها از یک خاطره به یک احساس تبدیل می شوند. به عبارت دیگر تأثیر رایحه عطر بر روی شما یک احساس جدید ایجاد می کند. شادی، غم، درد و اندوه.

این احساس که در حافظه شما جای می گیرد، جنبه متفاوتی با سایر احساسات دارد. گاهی انسان می تواند وقتی می خواهد خودش را خوشحال کند و وقتی می خواهد غمگین باشد می تواند خودش را ناراحت کند.

اما حافظه بویایی چیزی است که زیاد خود را نشان نمی دهد. به همین دلیل باعث می شود که افراد آن عاطفه را احساس کنند و خاطراتشان را با ظاهر شدن در مقابلشان تازه می کند. این همان چیزی است که عطرها را خاص می کند.

چیزی که همیشه شما را به یاد خودتان می اندازد می تواند شما را خسته کند، اما خاطره بویایی خاص است زیرا یک احساس گاه به گاه است.

همانطور که در ابتدای مقاله خود گفتیم، رایحه ها بی انتها هستند.

نظرات
    ارسال نظر
    • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
    • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
    • - لطفا فارسی بنویسید.
    • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
    • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد