
بینی را بشناسید: آلبرتو موریلاس
« افسانه » واژهای است که اغلب درباره آن بیمعنی به کار میرود، اما وقتی در مورد عطرساز آلبرتو موریلاس به کار میرود ، نمیتوان در صحت چنین جملهای تردید کرد. خالق عطرهای نمادین بیشماری – از Calvin Klein CK One ، Kenzo Flower ، Bvlgari Omnia ، Cartier Panthere de Cartier ، Giorgio Armani Aqua di Giò برای زنان (به طور جدی، لیست ظاهراً بیپایان است) – تا رایحههای موفق اخیر Gucci . عطرها، عطرهای Penhaligon's و BVLGARI Goldeaرایحه ها و سپس آن تفاسیر خاصتر از هنر او، کار کردن در کنار برندهای قابل توجهی مانند Aedes de Venustas ، A Lab On Fire و By Kilian به جز سه مورد از فهرست مشتریان گستردهاش. سلیقه شما هرچه که باشد، از هر کجا که جستجوی خود را برای یک عطر عالی آغاز کرده اید.
برنده جایزه معتبر فرانسوا کوتی در سال 2003 و The Fragrance Foundation Lifetime Perfumer در سال 2013، در میان جوایز متعدد دیگر برای آثارش. سپس موریلاس خانه خود را در Mizensir راهاندازی کرد و در ابتدا شمعها را میفروخت - با همان فداکاری و توجه به جزئیات در ساخت این عطرها و عطرهای خوب. اکنون طرفداران از این واقعیت خوشحال هستند که Morillas اخیراً Mizensir را به طیف وسیعی از عطرهای خوب نیز گسترش داده است.
آلبرتو می تواند هر زمان که بخواهد با چه کسی کار می کند، انتخاب کند، بنابراین آن عطرهایی که او می سازد واقعاً بسیار خاص هستند. ما واقعاً مفتخر بودیم که با آلبرتو به خاطر ویژگی منظم «آشنایی با بینی» و شنیدن آهنگ مومی او بر روی بوهای مورد علاقه (و منفورترین) او، الهامات معطر او و بینش بی نظیرش در این مورد همراه شویم. بله، تکنیک های پشت صحنه عطرسازان افسانه ای…
اولین "خاطره عطر" شما چیست؟
کیکهای سنتی کریسمس که بوی آنیس و وانیل میداد، توسط راهبههای کارملیت در شهر من درست میشد، ما این کیکها را از کریسمس سفارش میدادیم و از صومعه میگرفتیم، این بو در حافظه من نقش بسته است.
چه زمانی تصمیم گرفتید که می خواهید عطرساز باشید/عطر خود را بسازید؟
، من شروع به شنیدن در مورد رویه از عطر زمانی که من به ژنو به مطالعه آمد. تقریباً در همان زمان متوجه شدم که یک خالق پشت هر عطر وجود دارد. مقاله ای در مجله ووگ خوانده بودم که در آن ژان پل گرلین نحوه ایجاد یک عطر را توضیح می داد. این یک مکاشفه برای من بود!
پنج بوی مورد علاقه شما در دنیا کدامند؟
من شخصاً هر چیزی را که دریای مدیترانه را تداعی می کند، با آب آبی عمیق، خورشید و طبیعتی که با آن همراه است، دوست دارم. من به عنوان مثال به مرکبات، نت های دریایی و گل هایی از جمله یاس، گل سرخ، نرولی و شکوفه پرتقال بسیار وابسته هستم. آنها بیانگر نوع خاصی از طراوت، طراوت پیچیده و در عین حال سرشار از شادی هستند. من هم عاشق باغ ها هستم. آنها علاقه دوم من هستند. من زمان زیادی را در باغ خانوادگی خود در ژنو می گذرانم، این به من یک نفس، لحظه ای رویا و آرامش می دهد و همیشه برای کار من به عنوان یک عطرساز الهام بخش است. الهامی که خلقت من را تغذیه می کند بسیار ساده است، همه چیزهایی است که من در طبیعت می بینم.
بدترین چیزی که تا به حال بویید چیست؟ (صادقانه!)
، بوی پیاز واقعا ناخوشایند و طاقت فرسا است. وقتی توی اتاق پیاز هست هیچ بویی نمی توانم حس کنم. و باعث گریه شما می شود!
آیا شما (مثل ما) احساس می کنید که این یکی از هیجان انگیزترین دوران در تاریخ عطر است، به دلیل خلاقیتی که توسط عطرسازان بیان می شود؟ به نظر شما چرا اینطور است؟
' خیلی چیزها تغییر کرده است! عمدتا به دلیل شتاب زمان و فشار است. در واکنش به این فشارهای مداوم، مردم آزادی می خواهند تا آزادانه خود را ابراز کنند. عطر دنیایی از شور، لذت و عواطف است که گریزی زیبا به همه می دهد. افزایش تعداد خلاقیت های جدید هر ساله نتوانسته است جامعه دوستداران عطر را مهار کند. برعکس، مردان و زنان روز به روز در حال تبدیل شدن به متخصصان بیشتر عطرها هستند. برندها اکنون داستان سرایی متفاوتی را پیرامون خلقت ارائه میکنند و جایگاه اصلی را به خلق بویایی و مواد تشکیل دهنده میدهند. من در مورد آینده بسیار مثبت هستم!
ممکن است در یک زمان روی چند عطر کار کنید؟
اوه، من میتوانم روی خیلیها کار کنم - در بیش از بیست جهت در هر زمان! من روی خودم و برای دیگران کار می کنم. دوست دارم بگویم بله، اما به شرطی که خود مردم را دوست داشته باشم. من شمع های زارا درست کردم و این برای من افتخار بود که می خواستند امضای من را داشته باشند. اما وقتی کار روی چیزی را تمام میکنم، دیگر مال من نیست، وقتی تمام شد برای من نیست – برای مشتری است، متعلق به اوست. اگرچه فرمول مال من است!
آیا هرگز بینی شما "خاموش" می شود؟
«نه، هرگز، من همیشه کار میکنم – حتی وقتی در خیابان قدم میزنم، بویی را حس میکنم و گاهی اوقات، خیلی زیاد، یکی از عطرهایی را که خلق کردهام، وقتی کسی از کنارم رد میشود، بو میکنم. هنوز هم همان لذت را به من می دهد که بوی آن را بر روی کسی ببوییم که برای اولین بار آن را خلق کردم... عطرسازها هرگز آرام نمی گیرند، هیچ کس هرگز در محیطی کاملاً عاری از بو نیست و مانند مغز است: بینی هرگز آرام نمی گیرد. ایجاد یک عطر یک هنر است، این یک تمرین بسیار شخصی و خلاقانه است.
تقریباً چقدر طول می کشد تا یک عطر بسازید؟
برخی از آنها یک یا دو ساله هستند، برخی دیگر می توانند پنج یا بیشتر باشند. اما می دانید که بسیار دشوار است، زیرا فقط باید کمی تغییر کند و این زمان بسیار بیشتر از زمانی است که کاملاً جدید باشد. کمی تغییر دادن چیزی کار بسیار بیشتری می طلبد.
آیا ایجاد یک عطر برای شما "بصری" است، و همچنین چیزی که در بینی/مغز اتفاق می افتد؟ اگر چنین است، از چه طریق…؟ آیا تابلوی خلق و خوی مفید است؟
نه، من میتوانم از دیدن چیزی الهام بگیرم، اما به طور خودکار به یک احساس در ذهنم میرود و آن را حفظ میکنم و این چیزی است که سعی میکنم خلق کنم. ما به عنوان عطرساز، از کلمات، صداها، رنگها، شکلها، بافتها برای صحبت در مورد بوها و کارکرد حافظه خود استفاده میکنیم. اینگونه است که ما "بانک بوی" خود را با مرتبط کردن یک بو با یک عنصر حسی کاملاً متفاوت دیگر ساخته و نگهداری می کنیم. عطر قوی ترین غرایز و احساسات ما را فرا می خواند. به طور خود به خود، چیزی قابل لمس را در دست می گیریم، چیزی که می توانیم ببینیم تا به آن معنا بدهد. در کارهای روزانه ام، من یک فرد بسیار بصری هستم، تقریباً تمام فرمول های من با دست نوشته می شود. دست خط من احساس من است. وقتی فرمول را می نویسم، بوی عطر را حس می کنم. من همچنین خیلی دوست دارم هنگام ایجاد محصولات جدید، تصاویر را دریافت کنم. همیشه منبع بزرگی از الهام است.
هر یک از ما چه کاری می توانیم انجام دهیم تا قدردانی خود را از عطر افزایش دهیم؟ بهترین توصیه شما برای بهبود حس بویایی یک فرد چیست؟
اگر بینی خود را تمرین دهید، می توانید تفاوت بین خانواده های اصلی بویایی ایجاد کنید. در واقع، هرکس حافظه بویایی خود را دارد، مانند "کتابخانه ای از عطرها"، که از بوهایی که به افراد، مکان ها، سفرها، اشیاء، غذاها، لحظات زندگی خود و غیره مرتبط می کنید، ساخته شده است. شما می توانید با استشمام عطرهای موجود در فروشگاه، این کتابخانه را غنی کنید. یا آنها را روی پوست امتحان کنید تا با آنها زندگی کنید. برخی تازهتر، برخی حسیتر هستند، سعی کنید کلماتی را که بو میکنید بیان کنید تا حسهای مختلف را مشخص کنید. سپس تکرار کنید، بی وقفه تکرار کنید. با بوییدن در کورها تمرین کنید. خودجوش باشید، همه چیز را بگویید، با خیال راحت هر چیزی که به ذهنتان می رسد بنویسید. هر چند وقت یکبار، شما مرجع خود را خواهید داشت و می توانید عطرها را بر اساس مضامین اصلی طبقه بندی کنید، مانند چوبی، معطر، مرکبات و شرقی. حافظه این مهمترین چیز است. شما باید بارها و بارها و بارها همان چیزی را بو کنید و سپس آن را با چیزهای دیگر مخلوط کنید و ببینید که چگونه تغییر می کند. مانند آشپزی - برای بهبود پالت خود باید همیشه مزه کنید و بوی آن نیز یکسان است. من نمی توانم به اندازه کافی بگویم که حافظه چقدر مهم است، آن عمل به خاطر سپردن بوی چیزی و معنای آن برای شما.
اگر یک نت عطری داشته باشید که بیشتر از همه آن را دوست دارید، آن رایحه چیست؟
اوه گل رز برای من، همیشه گل رز. اما پس از آن البته مشک - حدس می زنم من پادشاه مشک هستم! اما هر کدام متفاوت است - بنابراین یک مشک آرمانی، یک مشک کارتیه وجود دارد... هر کدام شخصیت منحصر به فرد خود را دارند، بنابراین شما نمی توانید به سادگی از "مشک" به عنوان یک چیز صحبت کنید. و این یک وسواس نیست، اما من وقتی به وطنم در سویل برمی گردم، شکوفه های پرتقال را بسیار دوست دارم، فصل بهار لحظه ای برای راهپیمایی های سنتی است. بوی شکوفه پرتقال و بخور می دهد، بوی فوق العاده ای که می تواند در آینده به من الهام بخشد، چه کسی می داند؟